کتاب داستان هایی از زندگی امام کاظم اثر نجف علی حسن زاده انتشارات حکمت گستر
قیمت اصلی: تومان 390,000 بود.تومان 331,500قیمت فعلی: تومان 331,500.
3 در انبار
معرفی و توضیحات
معرفی کتاب
پروردگار مهربان را شاکر و سپاس گزارم، که توفیق داد، داستان هایی از زندگی امام موسی کاظم؛ هفتمین ستاره درخشان آسمان امامت معصوم (علیهم السلام) را به رشته تحریر در آورم.
وقتی تاریخچه زندگی امام هفتم علیه السلام را مورد بررسی و تحلیل قرار میدهیم، میبینیم که زندگی حضرت، با فراز و نشیب های زیادی مواجه بوده است، چرا که ایشان با چهار خلیفه عباسی به نام های منصور دوانیقی، مهدی، هادی و هارون الرشید، همزمان بوده اند.
خلفای عباسی که به عنوان وابستگان خاندان رسالت و با شعار طرفداری اهل بیت رسول الله صلی الله علیه وآله، به حکومت رسیده بودند، در اوایل کار نسبت به علویین و امام صادق علیه السلام با احترام برخورد کرده و هیچ گونه سخت گیری نسبت به آن ها روا نمیداشتند. منصور دوانیقی نیز از همین شیوه پیروی کرد، در سال های ابتدای حکومتش رفتاری مهربانانه نسبت به امام صادق علیه السلام واهل بیت عصمت و شیعیان داشته، و گاهی سعی میکرد، خود را طرفدار آن ها نشان دهد. امام جعفر صادق علیه السلام نیز از همین فرصت استفاده کرده و محافل و مجالس درس و بحث خود را توسعه داده و توانستند عالمان و دانشمندان و شاگردان زیادی را تربیت نموده و بدین وسیله فرهنگ اسلام و معارف تشیع را در سطح جهان اسلام، ترویج و منتشر نمایند.
کم کم که پایه های قدرت منصور دوانیقی محکم شد و خود را حاکم مطلق جهان اسلام دید، سرکوب و قلع و قمع مخالفین حکومتش را آغاز، و بیش از همه، به شیعیان و علویین سخت گرفت. منصور پس از یک دوره سخت گیری ها و قلع و قمع مخالفان و دشمنانش، به این نتیجه رسید که؛ مردمی ترین و محبوب ترین فرد در بین مخالفین حکومتش، امام صادق علیه السلام است و لذا بیشترین خطر را از جانب ایشان احساس میکرد، زیرا میدید که حضرت، بیش از همه مورد توجه مسلمانان قرار دارند، لذا تضییقات فراوانی برای ایشان فراهم کرده و عملا ایشان را در حصر خانگی قرار داد، و هر کس با حضرت ملاقات و مراوده داشت، دستگیر و به زندان میانداختند، تا این که به دستور او امام را مسموم و به شهادت رساندند.
وقتی خبر رحلت امام صادق علیه السلام به منصور رسید، به فرماندار مدینه دستور داد؛ هر کسی را که حضرت به عنوان جانشین تعیین کرده اند، فورا به قتل رسانده و سرش را برای او بفرستد.
فرماندار مدینه پس از تحقیق، در نامه ای به منصور نوشت: امام صادق (علیه السلام) پنج نفر را به عنوان جانشین معرفی کرده اند: منصور دوانیقی، محمد بن سلیمان فرماندار مدینه، عبد الله پسر بزرگشان، ام حمیده همسرشان و موسی فرزندشان! چنین شد که کشتن جانشین امام صادق علیه السلام منتفی شد و حضرت توانستند با این شیوه جان امام موسی کاظم علیه السلام را حفظ کنند.
پس از شهادت امام صادق علیه السلام، گروهی از شیعیان، اسماعیل پسر بزرگ ایشان را، که در زمان حیات امام علیه السلام از دنیا رفته بود و حضرت، بزرگان شیعه را بر فوت او گواه گرفته بودند، به عنوان امام انتخاب کردند و گرد فرزند اسماعیل جمع شدند.
عبدالله فرزند دیگر امام صادق علیه السلام که از حضرت موسی علیه السلام بزرگتر بود، پس از شهادت پدر ادعای امامت کرده و عده ای نیز اطراف او جمع شده و از او طرفداری میکردند. این امر بر عده ای از شیعیان نیز مشتبه شده و متحیر بودند که چه باید کرد، اما با سؤالات علمی و دینی که از عبدالله کردند و او را در پاسخ گویی ناتوان دیدند، از اطرافش پراکنده شدند.
از آنجا که امام صادق علیه السلام به صورت پنهانی فرزندشان موسی علیه السلام را به عنوان امام و جانشین، به شیعیان و یاران و اصحاب خاصشان معرفی کرده بودند، کم کم آن ها توانستند؛ امامت حضرت موسی بن جعفر علیهما السلام را در میان مردم تثبیت و به همگان معرفی نمایند.
علاوه بر این؛ با سؤالات علمی و دینی که علما و دانشمندان فرقه های مختلف در محضر امام کاظم علیه السلام مطرح کرده و پاسخ های علمی و دقیق حضرت را مشاهده میکردند، برای کسی شکی باقی نماند که ایشان جانشین به حق امام صادق علیه السلام هستند. ضمن این که؛ امام کاظم علیه السلام، از هر فرصتی استفاده کرده برای ادامه نهضت علمی پدرشان امام صادق علیه السلام و تعلیم و تربیت علما و دانشمندان استفاده میکردند.
با این که حقیقت امامت حضرت موسی بن جعفر علیهما السلام، آشکار گردید و روز به روز بر محبوبیت آن حضرت افزوده میشد، اما منصور دوانیقی که به پایان عمر خود نزدیک میشد، چندان مزاحمتی برای حضرت فراهم نکرد، و به جز چند بار احضار حضرت و گفتگوی نه چندان مهربانانه، فرصتی برای سخت گیری بیشتر پیدا ننمود.
دوران سیاه حکومت 22 ساله منصور دوانیقی، با مرگ او به پایان رسید و فرزندش محمد، معروف به مهدی، بر کرسی خلافت نشست. خلافت مهدی عباسی ابتدا با استقبال مردم مواجه شد، زیرا او بلافاصله پس از روی کار آمدن، تمام زندانیان سیاسی را آزاد کرد و همه اموال منقول و غیر منقول مصادره شده توسط را، که اسامی آن ها معلوم بود، به صاحبانش برگرداند، و بقیه را نیز بین مسلمانان تقسیم کرد. او در ساله آغازین حکمرانی اش، توانست آزادی، امنیت و رفاه اجتماعی را برای مردم فراهم کند، و همین امر باعث رضایت اجتماعی و رونق اقتصادی در جامعه اسلامی گردیده بود. اما متاسفانه این وضعیت ادامه پیدا نکرد، و آثار و نتایج درخشانی که انتظار میرفت به بار ننشست، و مهدی عباسی نیز، بساط میگساری و عیاشی را به راه انداخت و در این زمینه حتی از گذشتگان خود نیز پیشی گرفت و در حد افراط به خوشگذرانی پرداخت، و برای تامین هزینه های گزاف این عیاشی ها، دستور مصادره اموال و افزایش میزان دریافت مالیات از مردم را صادر کرد.
وی نه تنها به نصایح خیر خواهان توجه نمیکرد، بلکه صدای آن ها را درگلو خفه میکرد و چون شیعیان و علویین و طرفداران اهل بیت (ع) را مزاحم عیاشی ها و مخلّ حکومت فاسد خود میدانست، دستور داد آن ها را دستگیر و زندانی کنند، و لذا در اندک زمانی، مجددا زندان ها از مخالفین پر شد. در همین دوره، مهدی عباسی چندین بار، برای امام کاظم علیه السلام مزاحمت هایی ایجاد کرد و حتی دوبار نیز ایشان را به زندان انداخت، ولی هر بار پس از مدت کوتاهی، حضرت را آزاد کرد.
پس از مرگ مهدی عباسی، هادی عباسی که جوانی خام، خوش گذران و عیاش بود، بر مسند خلافت نشست. ناپختگی و بی تجربگی این جوان عیاش، که از حکومت و سیاست هیچ نمیدانست از سویی، و سخت گیری و سرکوب مخالفان به پیروی از پیشینیان از سوی دیگر، باعث ظهور جنبش ها و نهضت هایی در شهرهای مختلف قلمرو عباسیان گردید. از جمله؛ قیام حسین بن علی، از نوادگان امام حسن مجتبی علیه السلام در مدینه بود، که با طرفدارانش توانستند بر فرماندار مدینه پیروز شده و اختیار این شهر را به دست گیرند.
حسین بن علی به همراه سیصد نفر از یارانش، عازم حج گردید، اما در محلی به نام « فخ »، بانیروهای حکومت عباسی روبرو شدند، و در جنگی نا برابر، اکثر آن ها به شهادت رسیدند، که در تاریخ از آن ها به «شهدای فخ» یاد میشود، و بقیه یا به اسارت گرفته شدند و یا از مهلکه گریختند. پس از پایان نبرد، هنگامی که سرهای شهدای فخ را برای هادی عباسی بردند، طی اظهاراتی تاکید کرد که؛ منشأ همه این فتنه ها، موسی بن جعفر است و سوگند یاد کرد که ایشان را به قتل خواهد رساند. انتشار این خبر، ترس و دلهره زیادی، در بین شیعیان و یاران حضرت، ایجاد کرد، اما ایشان فرمودند: از ناحیه او گزندی به من نخواهد رسید، و چنین نیز شد، چون قبل از این که بتواند اقدامی نماید، از دنیا رفت.
پس از مرگ هادی، هارون الرشید بر تخت خلافت نشست، هارون که بسیار زیرک و با هوش بود، توانست با درایت خاصی به اداره امور بپردازد. او در سال های اول خلافتش، سختگیری و مزاحمتی برای علویین و خاندان عصمت نداشت، تنها دو سه بار امام کاظم علیه السلام را برای گفتگو به بغداد احضار کرد. اما گذشت زمان و تسلط وی بر اوضاع، تعاملش با علویین و خاندان عصمت تغییر کرد، و اقدام به بازداشت و زندانی کردن و احیانا کشتار آن ها نمود.
گزارش های ناروا و سعایت های بی جا علیه امام کاظم علیه السلام به هارون، و محبوبیت و مقام علمی و معنوی آن حضرت، به تدریج خلیفه عباسی را متقاعد کرد، که خطر واقعی برای حکومت و خلافتش، امام علیه السلام میباشد. با این که هارون الرشید بیش از خلفای دیگر عباسی به مقام والای حضرت و بزرگی و عظمت ایشان اعتقاد و باور داشت، اما طبق گفته خودش به مأمون؛ «الملک عقیم»؛ یعنی؛ حکومت پدر مادر نمیشناسد، تصمیم گرفت؛ امام کاظم علیه السلام را از مردم دور سازد. لذا در سفری که هارون به مدینه داشت، دستور داد حضرت را دستگیر و در بصره زندانی کنند. پس از یک سال، حضرت را از بصره به بغداد منتقل و در زندان های متعدد به بند کشیده و در نهایت به طور سفارشی به سندی بن شاهک سپرد. او نیز حضرت را در بدترین وضعیت، در سیاه چال انداخت و انواع اذیت ها و آزارهای جسمی و روحی را بر ایشان اعمال نمود و نهایتا با دستور هارون الرشید، ایشان را، با خرمای مسموم، به شهادت رساند. حرم مطهر امام کاظم علیه السلام در بغداد است.
نجف علی حسن زاده
مشهد مقدس – شهریور 1402
امام کاظم علیه السلام در یک نگاه
نام: موسی؛
کنیه: کاظم، صالح، صابر، امین؛
لقب: ابوالحسن، ابوابراهیم، ابوعلی؛
پدر: امام صادق علیه السلام؛
مادر: حمیده، که به ایشان حمیده مصفاه و ام حمیده نیز گفته اند؛
تولد: هفتم صفر سال 129 هجری قمری در روستای « ابواء» بین راه مکه و مدینه؛
خلفای دوره امامت: منصور دوانیقی، مهدی، هادی و هارون الرشید؛
شهادت: بیست و پنجم رجب سال 183، در سن 54 سالگی در بغداد، توسط هارون الرشید؛
مرقد: شهر کاظمین در نزدیکی بغداد؛
فرزندان پسر: علی، احمد، محمد، حمزه ، ابراهیم، عباس، زید، اسماعیل، قاسم، عبدالله، جعفر، حسین، عبیدالله، فضل، اسحاق، حسن و حسین؛
فرزندان دختر: فاطمه معصومه، فاطمه صغری، رقیه، حکیمه، لبابه، زینب، خدیجه، ام جعفر، علیه، حسنه، ام سلمه، میمونه و ام کلثوم.
مشاهده فهرست مطالب
امام کاظم علیه السلام در یک نگاه 19
تولد در ابواء 21
تغییر نام 23
فعل خدا یا انسان. 25
صاحب امر. 29
ایمان عاریه ای. 31
نزدیک تر از رگ گردن. 33
پاداش نیکی. 35
به سوی ما بیایید 37
فرزند اصلح. 41
بریه مسیحی. 43
نشانه های امامت. 47
شقیق بلخی. 49
از شیعیان ما هستی. 51
امام بر حق. 53
شیعه کیست ؟ 57
پیرمرد 59
روستای نقمی. 61
هم نشینی. 63
قحطی هیزم 65
طوفان سهمگین. 69
محمد بن حکیم 73
نان را گرامی بدارید! 75
گناه را کوچک نشمارید! 79
عظمت مؤمن. 83
مردی از اهالی ری. 85
بهترین هدیه 87
کنیزی استثنایی. 89
بانو شطیطه 91
راه بهتر. 95
علامه 97
توطئه خطرناک.. 99
روستای عریض… 101
به کعبه نخواهد رسید 105
او نیازمندتر است. 109
مهدی عباسی. 111
جود و سخاوت. 113
آیا شما را شاد کرد؟ 115
قوم عاد 119
حرمت شراب. 121
خواب نیمه شب. 125
ابوخالد زبالی. 127
بشر حافی. 129
خیس عرق. 131
کتاب و سنت. 133
توسعه مسجدالحرام 135
عاقبت بدگویی. 137
اراده خدا و خلق. 139
اتفاق ناگوار. 141
پیش گیری. 143
مردی از مغرب. 145
حضرت عیسی مسیح. 149
عمر کوتاه 151
دعای تضمین شده 153
آرزوی مرگ.. 155
چهل سفر حج. 157
حجت درونی خدا 161
شهید فخ (1) 165
شهید فخ (2) 169
اسحاق بن عمار. 173
تهدید به قتل. 175
علی بن جعفر. 177
لباس نو 181
همنشینی با ضعیفان. 183
کدام روش بهتر است ؟ 185
یحیی بن عبدالله.. 189
فروش خانه 191
از امت مرحومه 193
دانه های بلوط. 195
جلوتر از خلیفه 197
ازدواج نور با نور. 201
سنت رسول الله (ص) 203
امام قلوب. 205
دین شناس شو! 209
شکرانه بازوی توانا 213
خانه دوست داشتنی. 215
درد شکم 219
سقوط از قله کوه 221
عفو و گذشت. 223
دو خلیفه 225
هجوم ملخ ها 227
حکومت پدر مادر نمیشناسد! 229
مرد مغربی. 233
توجه به زیر دست. 235
مومن چگونه است؟ 237
مسئولیت پذیری. 239
سپاس نعمت. 241
لباس زربفت. 243
نهایت برادری و مواسات. 245
حفظ آبروی مومن. 247
نزدیک شدن به خدا 249
محمد بن ابی عمیر. 251
نجات از زندان. 255
احقاق حق. 257
تصمیم درست. 259
حدود فدک.. 261
آراستگی مردان. 263
حسب و نسب. 265
رسوایی سعایت کننده 267
ملاقات بین راه مکه 269
توطئه شوم 271
فرزند رسول خدا (ص) 275
برادر مؤمن. 277
دستگیری امام (ع) 279
رسیدگی به نیازمندان. 281
آخرین سفر حج. 285
در زندان بصره 287
دستبند طلا. 289
چه عذری داری؟ 291
طریقه مسح پا 295
زندانبان. 299
زن زیبا روی. 301
روز سخت. 303
بلند نظری. 305
محاسبه اعمال. 307
وارثان رسول خدا (ص) 311
سگ بیچاره 315
عبادت امام کاظم (ع) 317
توطئه نافرجام 319
مریضی لاعلاج. 321
این قصر از کیست؟ 323
امامت مانند نبوت. 325
من هم خدایی دارم 329
شیر و مرد افسونگر. 331
علی بن سوید 333
طلب عفو و بخشش.. 337
زندان آخر. 339
آخرین روزها 341
خرمای سمّی. 345
هنگامه شهادت. 349
پل بغداد 353
دهلیز خانه 355
جانشین امام (ع) 357
کتاب شناسی. 361





