حقوق بشر؛ مفهوم و تاریخچه(1)

واقعیت این است که؛ تعریف واحدی از مفهوم حقوق بشر ارائه نشده است و توافقی در این مورد وجود ندارد و این مفهوم بارها بازتعریف شده و در هر دوره، مکتب و صاحبنظری از منظر خود به این موضوع نگریسته و چارچوب آن را تبیین کرده است. به بیان کلی «حقوق بشر» حقوق بنیادین و انتقالناپذیری است که برای حیات نوع بشر، اساسی دانسته میشود؛ یعنی؛ مجموعهای از ارزشها، مفاهیم، اسناد و سازوکارهایی است که موضوعشان حمایت از مقام، منزلت و کرامت انسانی است.
در تعریفی دیگر؛ «حقوق بشر به مجموعه حقوق و امتیازاتی که به سکنه یک کشور، اعم از بیگانه و تبعه در مقابل دولت داده شود، گفته میشود». در مسئله حقوق بشر «امر تابعیت» نباید دخالت داده شود؛ زیرا این حداقل حقوقی است که انسان هرجا که هست، باید دارا باشد. در همین معنی حقوق انسان هم به کار میرود.
تعریفهای دیگری هم از حقوق بشر ارایه شده است که در ذیل میآید:
یک. دیدگاه فلاسفه: «حقوق بشر» «مجموعهای از اصول پذیرفتهشدهای که از طبیعت انسان ناشی شده و ذاتی بشر تلقی میگردد» البته منظور از دیدگاه فلاسفه این نیست که همه فیلسوفان، حقوق بشر را اینگونه تعریف کنند؛ بلکه این تعریف سرشت فلسفی دارد.
دو. دیدگاه جامعهشناسان: «حقوق بشر» مجموعه قواعد شناختهشدهای است که در رابطه با رشد شخصیت انسان ضروری و دارای نقش حیاتی است.
سه. دیدگاه حقوقدانان و سیاستمداران: «حقوق بشر» مجموعهای از اصول و قواعد کلی است که به مثابه حقوق مدنی و جهانی حقوق اساسی، ملتها را، چه در میان خود و چه در بین مردم یک کشور، برای تأمین آزادی، صلح و عدالت در روابط دوستانه، تضمین و تأمین مینماید.
به عبارت دیگر؛ «حقوق بشر» عبارت است از؛ مجموعه امتیازات، آزادیها و حقهایی که انسان از این جهت که انسان است، از آن ها برخوردار است. به نحوی که میتواند آن ها را مطالبه کند و دارای ضمانت اجرا می باشد. این حقوق به هم وابسته و پیوستهاند و قابل سلب نیستند.
چهار. دیدگاه فقیهان و اسلامشناسان: «حقوق بشر» مجموعهای از اصول برخاسته از فطرت انسان است که با دو ویژگی؛ نیازهای درونی ذاتی؛ استعداد بیکران رشد و تعالی، در عرصه زندگی او ظاهر میشود.
به تعبیر دیگر؛ حقوق بشر عبارت است از؛ امتیازات شرعی، که آفریدگار یکتا، به خاطر تکریم انسان به او داده است و رعایت آنها از باب پایبندی و وفاداری به احکام و به منظور تحقق مقاصد شریعت واجب است.
ویژگی تعریفی که براساس دیدگاه اسلام بیان شده، این است که؛ نیازهای فطری و ذاتی و خواستههای اولیه انسان را در نظر گرفته است.
تاریخچه حقوق بشر
تا آنجا که در حافظه تاریخ مانده است قدیمی ترین و جامع ترین قوانینی که در آن ها روابط انسان ها در جامعه تعریف و مورد توجه قرار گرفته مربوط به 2123 تا 2080 سال قبل از میلاد توسط حمورابی پادشاه بابل بوده و مجموعه قوانین وی با عنوان منشور حمورابی به یادگار مانده است. (اگرچه برخی آن را بازنویسی قانون معروف حضرت موسی(ع) به زبان بابلی می دانند.)
پس از آن «منشور کورش کبیر» در قرن پنجم قبل از میلاد است که بر اساس آن؛ آزادی عقیده وایمان حق مردم بابل اعلام شده است. تقریبا همزمان با منشور کورش در سال 449 قبل از میلاد، در رم نیز الواح دوازده گانه، حاوی قوانینی در حوزه مسایل مدنی، سیاسی، قضایی و…تدوین گردید و در یونان باستان؛ نظرات شخصیت های بزرگی همچون سقراط (464-399 قبل از میلاد) افلاطون (427-347 قبل از میلاد) و ارسطو (384-322 قبل از میلاد) مرتبه ای از حقوق انسان را پی گیری می کردند.
اما پس از این دوره به موازات تحولات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی که در دنیا پدید آمد، نظرات تازه ای نیز در باره حقوق و مبادی واشکال آن ابراز گردید. مکتب رواقیون در سال 301 قبل از میلاد؛ از آزادی، برابری و جامعه جهانی طرفداری جدی نمود. اصول و محور های اساسی نگاه فلسفی- حقوقی آن ها عبارت بود از :
1- حقوق از طبیعت اشیاء سرچشمه می گیرد نه از عقل قانون گذار.کار عقل کشف قوانین طبیعت است.
2- منافع فردی باید فدای منافع جامعه جهانی گردد نه دولت ملی(Collectivism)
3- مردم طبعا عضو جامعه جهانی هستند. قوانین این جامعه طبیعی و لازم الاطاعه است و حیات اجتماعی ضروری است. (Internationalism)
4- همه مردم جهان برادر یکدیگر و در حقوق مساوی و عموما بدون توجه به مال ، مقام ، نژاد یا فرهنگ ایشان اتباع کشور جهان هستند.
5- قانون کشور باید مطابق قانون جامعه بشری و بر وفق قانون طبیعت باشد .
6- جامعه جهانی تنها جامعه ایده آل است .
7- نژاد پرستی عقیده ای ناروا است .
8- شأن آدمی و حقوق افراد انسانی بدون توجه به مال ، مقام ، نژاد و فرهنگ، مورد اهمیت و احترام است.
9- تقوا عبارت از عالی ترین خیر و صلاح است وهر قوم و طبقه ای می تواند با تقوا باشد.
نظرات فلسفی – حقوقی رواقیون نه تنها قبل از میلاد در دایره محدود رم و یونان اثر عمیقی بر جای گذاشت بلکه تا قرن ها افکار دانشمندان و فلاسفه و زمامداران را متأثر کرد.
پس از آن سیسرون ( 106-63 قبل از میلاد ) با نظرات نوآورانه اش ، امپراطور ژوستی نین با جمع آوری کلیه قوانین رم در سه جلد درسال 528 میلادی و “جان”(1167-1216میلادی) پادشاه انگلستان با تنظیم و تدوین منشور کبیر انگلستان در سال 1215 میلادی، قدم های جدی را در ارتقاء توجه به حقوق انسان ها برداشتند.
در چهارم ژوئیه 1776میلادی کنگره عمومی در ایالت بوستون به نمایندگی از طرف سیزده مستعمره دیگر در قیام علیه سلطه انگلیس، به اتفاق آراء، اقدام به تصویب اعلامیه ای با عنوان؛ «اعلامیه استقلال» نمود که نکات عمده آن به شرح ذیل است :
1- آزادی بیان ، مطبوعات ، مذهب و عقیده
2- برخورداری مردم از حقوق و مزایای مساوی
3- حق مالکیت و استفاده از نعمت های حیات
4- حق اجتماع برای حقوقی که به نفع عموم است.
پس از «لایحه حقوق» آمریکا ، با پیروزی انقلاب کبیر فرانسه ، مجلس مؤسسان فرانسه در سال 1781 میلادی موادی از اصول حقوق بشر را تنظیم و با عنوان «اعلامیه حقوق بشر» منتشر کرد. این اعلامیه که بعدا در آغاز قانون اساسی فرانسه درج گردید دارای یک مقدمه و 17 ماده است. این نگرش ها در عرصه جهانی و به خصوص آمریکا و اروپا ادامه داشت تا پس از جنگ جهانی دوم ({سپتامبر ۱۹۳۹ تا سپتامبر ۱۹۴۵} مطابق با{ ۹ شهریور ۱۳۱۸ تا ۱۰ شهریور ۱۳۲۴ خورشیدی}) و تشکیل سازمان ملل متحد در سال 1945میلادی، براساس ماده 68 منشور ملل متحد، شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل مأموریت یافت، کمیسیونی برای اشاعه حقوق بشر تشکیل دهد . لذا در سال 1946 میلادی کمیسیون حقوق بشر تشکیل و اولین دستاورد آن در سال 1948 میلادی با عنوان «اعلامیه جهانی حقوق بشر» به سومین دوره اجلاسیه مجمع عمومی تقدیم گردید و پس از بحث و بررسی در دهم دسامبر 1948 میلادی مورد تصویب قرار گرفت.
بدون شک، دهم دسامبر 1948 میلادی که «منشور حقوق بشر» توسط سازمان ملل تصویب شد، روز بسیار بزرگ و تاریخی برای همه ملل جهان و به خصوص ملت های غربی است. روزی که نشان از بلوغ عقلی و سنجیدگی انسان دارد. انسانی که در پیشینه نزدیک خود دو جنگ جهانی اول و دوم را ثبت کرده تعامل غیر انسانی با ملل ضعیف و برخوردهای وحشیانه با رنگینپوستان را دارد. قوانین غیر انسانی و تبعیض آمیز با متهمان و مجرمان را دارد. این چرخش رویکرد که با این عبارات ؛ « ابنای بشر همه آزاد به دنیا می آیند و در کرامت و حقوق با هم برابرند، همه از موهبت خرد و وجدان برخوردارند و باید با هم برادروار رفتار کنند»و یا «هر کس بیهیچ گونه تمایزی از حیث نژاد، رنگ، جنس، زبان، دین، عقاید سیاسی و غیر سیاسی، اصل و منشأ ملی یا اجتماعی، ثروت، ولادت یا هر موقعیت دیگر از کلیه حقوق و آزادیهای مذکور در این اعلامیه برخوردار خواهد بود» و تأکید بر مفاهیم «کرامت انسانی، آزادی، حقوق مساوی، منع شکنجه و …» اظهار شد قطعاً موهبتی الهی بود که به خاطر بلوغ عقلی انسان در آن روز به او اعطا گردید و در مراحل بعدی آن را ارتقاء بخشید.نسلهای امروز و فردای بشر باید ضمن قدرشناسی و پایبندی به ارزشهای پدید آمده فوق، در جهت متعالی کردن آن ها بکوشند.

